باید امیدوار موند حتی بدون حافظه
بعضی وقت ها احساس می کنم بدجوری مفتون جذابیت های این دنیا شدم. غرق شدم در این دنیای پر زرق و برق. اسیر پول های آن چنانی، زندگی آن چنانی، ماشین های لوکس، خانه های دوبلکس، لباس های گرون قیمت. وضیعتی مثل ادوارد نورتون تو فیلم باشگاه مشت زنی که خوشختیشو در داشتن چیزایی می دونه که تلویزیون تبلیغ می کنه.
حالا که فکر می کنم می بینم خیلی شبیه تونی مونتانای (( صورت زخمی )) شدم. اون جمله ی
THE WORLD IS YOURSشدیدا منو در چنگال خودش گرفته و نمی دونم می خواد چه بلایی سرم بیاره.
بعضی وقتها دلم می خواد بر علیه خودم انقلاب کنم. بشم مثل مرد خوش خیال فیلم (( مردی بدون گذشته )) آکی کوریسماکی که با داشتن مقدار اندکی پول و خرید یک آبجو احساس خوشبختی می کنه.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 1:37 توسط ساسان امیرکلالی
|
فوق لیسانس روانشناسی بالینی کودک و نوجوان