این روزها آرامش نسبی ای را تجربه می کنم. از هوای پاییزی تبریز لذت می برم. پروپوزالم در مرحله ی تصویب قرار داره و کم کم باید پروژه رو شروع کنم.

کتاب "مامان معنای زندگی" رو چند روزیست شروع کردم. کتابی از اروین یالوم، نویسنده ی رمان "وقتی نیچه گریست". کتاب شامل خاطره های درمانی یالوم است که همراه شده با نثری زیبا. یالوم از روانشناسان اومانیست است اما گاه تجاربی را بازگو می کند که در برابر اعتقادات مذهبی مراجعانش سر تسلیم فرود می آورد. به عنوان مثال در فصل هم نشینی با پائولا با فردی سرطانی و رو به مرگ مواجه می شویم که آنچنان اعتقادات عمیقی دارد که برای لحظاتی اسیر حرف ها و شور زندگی اش می شویم. یکی از حکایت هایی که پائولا تعریف می کند را برایتان نقل می کنم:

(( یک خاخام یهودی درباره ی بهشت و دوزخ از خدا پرسید. خداوند فرمود: "دوزخ را نشانت می دهم." و خاخام را به اتاقی راهنمایی کرد که سفره ی گرد بزرگی در آن پهن بود. مردمی گرسنه و نومید دور سفره نشسته بودند. میان سفره دیگ بزرگی بود که عطر خوش محتویاتش، آب از دهان خاخام راه انداخت. هر یک از افراد دور سفره، قاشقی با دسته ی بسیار بلند در دست داشتند. گرچه قاشق ها به دیگ می رسید، ولی دسته ها بلندتر از بازوان به اصطلاح میهمانان دور سفره بود، پس غذا به دهانشان نمی رسید و هیچ یک قادر به خوردن نبودند. خاخام رنجشان را هولناک دید.

خداوند فرمود: "اکنون بهشت را نشانت می دهم." و به اتاق دیگری رفتند، درست مانند اولی. همان سفره ی عظیم و گرد و همان دیگ غذا. آدم ها هم همان قاشق های دسته بلند را در دست داشتند. ولی اینجا همه فربه بودند و به نظر می رسید خوب تغذیه شده اند و می گفتند و می خندیدند. خاخام علت را پرسید. خداوند فرمود:" ساده است، فقط مهارت می خواهد. در این اتاق که می بینی، همه آموخته اند غذا را به دهان یکدیگر بگذارند."

 

مزیت این کتاب در نثر ساده و روانش است که باعث شده کتاب برای همه ی مخاطبین، چه آشنا با روانشناسی و چه غیر آشنا جذاب باشد. به چند تا از جملات خود یالوم اشاره می کنم:

_ ما موجوداتی در جستجوی معنا هستیم که باید با دردسر پرتاب شدن به درون دنیایی که خود ذاتا بی معناست کنار بیاییم.

_ انسان بیش از آنکه از مرگ بهراسد، از انزوای محضی که مرگ را همراهی می کند، می ترسد. ما می کوشیم زندگی را دو نفری تجربه کنیم، ولی هر یک از ما مجبوریم تنها بمیریم. کسی قادر نیست با ما یا به جای ما بمیرد.