خرده جنایتهای سینمایی
لینک مطلب در روزنامه ی شهرآرا
http://www.shahrara.com/details,1389,1,16,11,2.html
و این هم خود مطلب
خرده جنایتهای سینماییوقتی نامياز جنایت برده میشود، ذهن آدميبه صورت ناخودآگاه به سمت پدیدههایی مثل قتل، آدم ربایی و … ميرود. در عرف، جنایت به پدیدهای اطلاق ميشود که در آن حق فرد یا افرادی ضایع شود؛ این حق میتواند جانی، مالی یا معنوی باشد (هرچند که در علم حقوق، جنایت تنها به صدمات شدید جانی اشاره دارد) و زمانیکه مظلومیت از حوزه فرد به افراد گسترش يابد، جنایت ابعاد وسیعتری به خود ميگیرد. گاهی اوقات این جنایتها عمدی صورت ميگیرد و گاهی غیرعمدی، اما مسئله مهم ایناست که جنايتي انجام و حقي ضايع شده است،اما منظور از جنایتهای سینمایی چیست؟ سینما با هر تعریفی (سینما بهعنوان هنر، رسانه، صنعت، ابزار، سرگرمي و …) توانسته جلوهگر جنایتهای واقعی (یا تخیلی) در عرصه اجتماع باشد و گاهی نقش خود را بهعنوان یک هشداردهنده ایفا کند، اما سینما خودش نیز ميتواند باعث و بانی جنایت شود. چه بسیار خشونتهایی که از طریق تماشای فیلم و با استفاده از الگوبرداری از اتفاقات و شخصیتهای یک فیلم صورت ميگیرد که از آنها بهعنوان آثار منفی و مخرب فیلمها یاد میشود، البته این گوشهای از جنایتهایی است که سینما عامل آن محسوب ميشود. جنایتهای سینمایی همیشه چهرهي آشکاری ندارند و چه بسا کسانی هستند که خیلی از اتفاقات را جنایت محسوب نميکنند. برای نمونه مثالی را مطرح ميکنم که در واقع، انگیزه و پتانسیل اصلی نوشتن این مطلب ناشی از همین مثال است. ماجرا از این قرار است که برای تماشای فیلم «به رنگ ارغوان» در سیانس هفت شب به یکی از سینماهای شهر مشهد رفتم، منتهی به دلیل ترافیک، 5 دقیقه ابتدایی فیلم را از دست دادم و مجبور شدم برای جبران ابتدای فیلم، اکران سیانس بعدی را هم ببینم. از آنجا که فیلم را تقریبا یک بار به طور کامل دیده بودم و با روند داستان و سیر اتفاقات آشنایی داشتم، در قسمتی از فیلم متوجه شدم به یکباره بخشی از فیلم حذف و تصویر از سکانسی به سکانس دیگر پرت شد. چند بار آن سکانس را که قبلا دیده بودم در ذهن مرور کردم تا مطمئن شوم که چنین اتفاقی افتاده یا نه. وقتی مطمئن شدم و فهمیدم که چیزی در حدود 5 دقیقه از فیلم حذف شده، به آپاراتخانه رفتم و موضوع را با عصبانیت مطرح کردم. مامور آپاراتخانه به کل منکر همه چیز شد؛ من که به شدت از بروز چنین اتفاقی عصبانی شده بودم و مطمئن بودم که هر اتفاقی بوده از داخل آپاراتخانه صورت گرفته، به دفتر مدیریت سینما رفتم و موضوع را آنجا مطرح کردم. البته مدیر سینما با برخوردی در خور احترام موضوع را پذیرفت و برای پیگیری قضیه، مامور مربوطه را احضار کرد. خلاصه با آمدن مامور آپارات بحث تبدیل به جنگ لفظی شد و در نهایت با عذرخواهی مدیر سینما قضیه فیصله یافت. اما این عذرخواهی چه سودی به حال تماشاگر از همه جا بیخبر داشت؟ آنها کلی هزینه کرده تا فیلم را بر پرده سینما ببينند و نتیجهاش در خوشبینانهترین حالت، درک ناقصی از فیلم بود. فیلميکه 5 دقیقه از آن دیده نشود (اتفاقا از سکانسهای کلیدی فیلم بود) به باد رفتن زحمت عوامل فیلم و احتمالا نارضایتی تماشاگر از بیسروته بودن فیلم را بهدنبال دارد. به هر حال این اتفاق از سوی مامور آپارات چه سهوی باشد چه عمدی (شاید قصد داشته سریعتر فیلم را تمام کند تا به کارهای شخصیاش بپردازد) یک جنایت است، چون حقی از تماشاگران و عوامل فیلم ضایع شده است و با تعریف عرفی از جنایت همخوانی دارد. ابعاد این جنایت زمانی بزرگتر ميشود که یک نفر از تماشاگران متوجه مسئله شده باشد و دیگر حاضر نشود برای دیدن ناقص یک فیلم هزینه کند و به سینما بیاید و این یعنی کم شدن یک نفر از فهرست اندک تماشاگران سینماروی ما که خودش صدمه ای است به بدنهيسینما. در گذشته شاهد بودیم که تیتراژ انتهایی فیلم را از تماشاگران دریغ ميکردند، اما هرگز گمان نميکردیم که بخشی از فیلم از تماشاگر دریغ شود. شاید اگر همان زمان در هنگام قطع تیتراژ از حق خودمان نمیگذشتیم کاربه اینجا کشیده نميشد. این حق تماشاگر است که فیلم را بهطور کامل تماشا کند و این حقکشی آشکاری است که از داخل چهاردیواری آپاراتخانه بر تماشاگران روا داشته ميشود. یاد آلفردوی «سینما پارادیزو» افتادم که با چه عشقی فیلم را برای تماشاگران پخش ميکرد، اما افسوس که… حال شما که خواننده این مطلب هستید، چه نظری دارید؟ آیا این یک جنایت محسوب ميشود یا خیر؟
فوق لیسانس روانشناسی بالینی کودک و نوجوان